اگر ژانویه بعد از سفر حال و هوای خوبی ندارد، شاید دلیلش این باشد
ژانویه همیشه با انتظارات بزرگ از راه میرسد. شروعهای تازه. تقویمهای تمیز. انرژی جدید. با این حال، به نوعی، حتی بعد از استراحت، سفر و تعطیلی در طول تعطیلات، بسیاری از ما با احساسی سنگینتر از آنچه انتظار میرفت وارد ژانویه میشویم. شما به محل کار خود برگشتهاید. از نظر فنی خوب هستید. هیچ اتفاق چشمگیری نیفتاده است. و هنوز... چیزی غیرعادی به نظر میرسد. این احساس نامی دارد، حتی اگر کسی واقعاً در مورد آن صحبت نکند. این خماری سفر ژانویه است. و نه، هیچ ارتباطی با الکل ندارد.
خماری سفر ژانویه چیست؟

این در مورد از دست دادن مقصد یا آرزو کردن اینکه کاش هنوز در تعطیلات بودید نیست. مسئله ظریفتر از این حرفهاست. خماری سفر مانند یک مقاومت ذهنی است. برای تمرکز کردن تقلا میکنید. روال عادی زندگی برایتان پر سر و صداتر به نظر میرسد. روزهایتان نسبت به چند هفته پیش، فشردهتر، سریعتر و طاقتفرساتر به نظر میرسند. غمگین نیستید. فرسوده نشدهاید. ناسپاس هم نیستید. این صرفاً واکنش ذهن شماست به یک تغییر ناگهانی از آزادی. بازگشت به ساختاری که هیچ گذار واقعی بین آنها وجود ندارد.
مقصر واقعی؟ سفر (اما به شیوهای خوب)

وقتی سفر میکنید، سرعت شما تقریباً بلافاصله تغییر میکند. صبحها کش میآیند. عصرها عجلهای ندارید. دائماً در حال واکنش به ایمیلها، اعلانها یا انتظارات نیستید. به جای اینکه با روزتان مسابقه دهید، در طول آن پیش میروید.
مغز شما این تفاوت را سریعتر از آنچه تصور میکنید متوجه میشود. سطح استرس کاهش مییابد. توجه شما کمتر دچار پراکندگی میشود. شما بیشتر در لحظه حال هستید تا در ... صفحه بعد تعهد. سپس ژانویه مثل روز حقوق از راه میرسد و از شما انتظار دارد که تغییری ایجاد کنید. همان بدن. همان مغز. ریتم کاملاً متفاوت. آن تغییر ناگهانی جایی است که خماری شروع میشود.
این بخشی است که خیلیها را شگفتزده میکند:
هرچه تعطیلاتتان بهتر بوده باشد، خماریتان میتواند شدیدتر باشد.
نه به این خاطر که ناراضی هستید، بلکه به این دلیل که مغزتان یک جایگزین را تجربه کرده است. سفر به شما نسخهای از زندگی را نشان میدهد که در آن استراحت آخرین برنامه نیست، زمان انعطافپذیر به نظر میرسد و سیستم عصبی شما دائماً در حالت آمادهباش نیست. بازگشت فقط به معنای بازگشت به کار نیست؛ بلکه به معنای بازگشت به ساختاری است که ناگهان شدیدتر از قبل احساس میشود. آن ناراحتی که در آنجا وجود دارد، آگاهی است و نه ضعف. این مغز شماست که بیصدا میگوید: «وای، اون حس بهتری داشت.»
اشتباه رایج

بیشتر مردم با سختتر کردن کار به این احساس واکنش نشان میدهند. آنها بهرهوری را تحمیل میکنند. بیش از حد متعهد میشوند. آنها سعی میکنند «از ژانویه حساب ببرند». به جای اینکه به روال عادی برگردند، انتظارات را بر سیستمی که از قبل خسته شده است، انباشته میکنند. به همین دلیل است که ژانویه اغلب طولانیتر از آنچه باید به نظر میرسد و به همین دلیل است که فرسودگی شغلی زود به سراغشان میآید. مشکل اینجا فقدان یک مرحله گذار است و ژانویه دوره تنظیم مجدد مناسبی برای رسیدن به این هدف است.
چگونه با خماری سفر ژانویه کنار بیاییم

نه، لازم نیست فوراً شغلتان را ترک کنید یا یک سفر طولانی دیگر رزرو کنید. راه حل، کوچکتر... و واقعبینانهتر است.
شروع توسط:
- به جای مبارزه با خماری، آن را بپذیرید. مقاومتی که احساس میکنید، مغز شما را دوباره تنظیم میکند.
- دوباره معرفی کردن عناصر کوچکی از آنچه سفر به شما داده است.
- کند کردن سرعت صبحهایتان، حتی به میزان کم (قبل از شروع روزتان چند دقیقه وقت بگذارید).
- کاهش انتظارات از خودتان در چند هفته اول.
- خلق چیزی که مشتاقش باشیم، حتی اگر کوچک باشد.
- دست از تلاش برای «پربار» کردن ژانویه بردارید و بگذارید در عوض، ژانویه دوران گذار باشد
- تعطیلات آخر هفته کوتاه یا بلند همانطور که تغییرات ساده محیطی، تأثیر بیشتری بر تعادل روانی شما دارند.
ژانویه به این دلیل بدنام شده که چیزهایی را که معمولاً نادیده میگیریم، آشکار میکند. خستگی. برنامههای کاری فشرده. نبود فضای کافی برای استراحت. سفر موقتاً این فشارها را از بین میبرد. بازگشت به خانه باعث میشود که نتوانیم این تضاد را نادیده بگیریم.
این به آن معنا نیست که مشکلی در ژانویه یا شما وجود دارد. این به سادگی به این معنی است که مغز شما آرامش را تجربه کرده و اکنون تفاوت را تشخیص میدهد. بنابراین اگر ژانویه سنگینتر از حد انتظار به نظر میرسد، شما عقب نیستید. شما شکست نخوردهاید. شما فقط سفر کردهاید. و ذهن شما هنوز در حال یافتن راه بازگشت است؛ به آرامی، صادقانه و دقیقاً همانطور که باید.